برابر‌های واژه برقراری به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

برقراری

برابر‌های پارسی

پایداری، پابرجایی، برپایی، استواری

واژه «پایداری، پابرجایی، برپایی، استواری» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پایداری، پابرجایی، برپایی، استواری» می‌باشد.

به جای «برقراری» بگوییم «پایداری، پابرجایی، برپایی، استواری»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
استواری
ōstowārih | awistwārih | ōstavānih | astovānih | ōstakih | ōstikānih | stēnik zangih
برقراری
vinārtārīh | vīrāstārīh
پایداری
pātārīh | astovānīh | ēstišnīh | ōstovānīh | ōstowārīh | ōstikānīh | patūkīh | awistwārīh
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
استواری
устуворӣ
برقراری
барқарорӣ

برابرها در شاهنامه

پایداری

چنان پایداری ازان شیرمرد

استواری

ز دانندگان استواری بجست

یکی استواری فرستاد شاه

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید