برابر‌های واژه امر به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

امر

برابر‌های پارسی

کار، فَرمایِش، دَستور

واژه «کار، فَرمایِش، دَستور» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کار، فَرمایِش، دَستور» می‌باشد.

به جای «امر» بگوییم «کار، فَرمایِش، دَستور»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
امر (اسور)
čiš | kār | dātastān
امر
fгamān | framāyišn | parvainak
دستور
dastōwar | dastwar
فرمایش
framāyišn
کار
kār | kart | kartak | kunišnih | varzīk | varzišn | varzišnīh | dātastān | pēšak | harg | arg
کار (از کار افتادن)
akārīhastan
کار (بکار بردن)
kār framūtan
کار (بکار داشتن)
pat kār dāštan
کار (بکاری مشغول شدن)
padāzišn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
امر
амр
دستور
дастур
فرمایش
фармоиш
کار
кор

برابرها در شاهنامه

دستور

یکی پاک دستور پیشش به پای

که نزد نیا جاه دستور داشت

مر او را یکی پاک دستور بود

بدو داد دستور فرمانروا

چو دستور باشد مرا شهریار

کار

ز گفتار بی‌کار یکسو شوی

بجنبید چون کار پیوسته شد

نداند بد و نیک فرجام کار

چنینست فرجام کار جهان

کنون بازگردم به آغاز کار

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید