برابرهای واژه العبور صعب به پارسی
← جستن واژهای دیگرالعبور صعب
برابرهای پارسی
سخت، دشوار، بد
واژه «سخت، دشوار، بد» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سخت، دشوار، بد» میباشد.
به جای «العبور صعب» بگوییم «سخت، دشوار، بد»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
بد
کزین سه رسد نیک و بد بیگمان
نداند بد و نیک فرجام کار
چو دانا توانا بد و دادگر
چو خواهی که یابی ز هر بد رها
بد و نیک نزدیک او آشکار
دشوار
که پوینده را راه دشوار گشت
که آن آرزو بر تو دشوار نیست
بدین راه دشوار با باد و گرد
که رخشنده دشوار شایدش کرد
بسازیم و این کار دشوار نیست
سخت
بخورد و برو آفرین کرد سخت
به دشنام زشت و به آواز سخت
بران گونه ضحاک را بسته سخت
یکی سخت پیمان ستد زو نخست
یکی سخت پیمانت خواهم نخست
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید