برابرهای واژه از قبیل به پارسی
جستن واژهای دیگراز قبیل
برابرهای پارسی
هَمچُون، مانَندِ، بهمانَندِ
واژه «از قبیل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «هَمچُون، مانَندِ، بهمانَندِ» میباشد.
به جای «از قبیل» بگوییم «هَمچُون، مانَندِ، بهمانَندِ»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
همچون
هنرمند و همچون پدر نامجوی
همه لشکر سلم همچون رمه
بیآتش بجوشید همچون نبید
سرش هفت همچون سر اژدها
یکی گرز همچون سر گاومیش
مانند
که پردخته مانند ازو تاج و فر
چو بسد لب و رخ به مانند خون
برآمد یکی گرد مانند نیل
برو حمله آورد مانند باد
ز کشته زمین کرد مانند کوه
بهمانند
چو بسد لب و رخ به مانند خون
به مانند او کس نبود از مهان
یکی کودک آمد به مانند شاه
نبینی به مانند او در جهان
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: آفرین انگیز