برابر‌های واژه کالبد به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

کالبد

برابر‌های پارسی

تَن، پِیکَر، اَندام

واژه «تَن، پِیکَر، اَندام» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «تَن، پِیکَر، اَندام» می‌باشد.

به جای «کالبد» بگوییم «تَن، پِیکَر، اَندام»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
اندام
andām | handām | hannām | tanbar | рēšak
تن
tan | tanbar | karp
پیکر
patkar | patvast | hamāyīk | hamē
کالبد
kālpat | karp
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
اندام
андом
تن
тан
پیکر
пайкар
کالبد
колбад
کالبد
колбуд

برابرها در شاهنامه

اندام

برو بر نبینی یک اندام زشت

همه کاخ را کار اندام کرد

یکی کوه خاراست اندام اوی

جر اندام جنگاور و خون ندید

کنون هر یکی از یک اندام ماه

تن

ز خاک و ز خاشاک تن پرورد

به تن ژنده پیل و به جان جبرئیل

همیشه تن آباد با تاج و تخت

بپوشید تن را به چرم پلنگ

فکند آن تن شاهزاده به خاک

پیکر

ز گوهر بر و پیکر از زر بوم

وزان گرز پیکر بدیشان نمود

ز پیکر تنش همچو پیرایه بود

همه گوهرش پیکر و زرش بوم

نشستم بران پیل پیکر سمند

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید