برابر‌های واژه پلاسما به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

پلاسما

برابر‌های پارسی

(=plasma) (زیست‌شناسی) خونابه؛ (فیزیک) رَخشه

واژه «(=plasma) (زیست‌شناسی) خونابه؛ (فیزیک) رَخشه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «(=plasma) (زیست‌شناسی) خونابه؛ (فیزیک) رَخشه» می‌باشد.

به جای «پلاسما» بگوییم «(=plasma) (زیست‌شناسی) خونابه؛ (فیزیک) رَخشه»

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید