برابرهای واژه پرابلم به پارسی
← جستن واژهای دیگرپرابلم
برابرهای پارسی
(=problem) بُغرَنج، گِرِفتاری، کَمبود، دَردِسَر، خُرده
واژه «(=problem) بُغرَنج، گِرِفتاری، کَمبود، دَردِسَر، خُرده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «(=problem) بُغرَنج، گِرِفتاری، کَمبود، دَردِسَر، خُرده» میباشد.
به جای «پرابلم» بگوییم «(=problem) بُغرَنج، گِرِفتاری، کَمبود، دَردِسَر، خُرده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
خرده (بند گاه دست و پای ستور)
xurtak
خرده
xōrtak | xvartak | karačāk
گرفتاری
dastgrawīh | grawīh
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
خرده
хурда
گرفتاری
гирифторӣ
برابرها در شاهنامه
کمبود
بیازارد او را خرد کم بود
خورش کم بود کوشش و جنگ بیش
ز باژ آنچ کم بود گر بیش ازین
خردمند را ارز وی کم بود
وگر بگذرد کم بود درد اوی
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر