برابر‌های واژه نظاره گر به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

نظاره گر

برابر‌های پارسی

بیننده

واژه «نظاره گر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بیننده» می‌باشد.

به جای «نظاره گر» بگوییم «بیننده»

برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بیننده
бинанда

برابرها در شاهنامه

بیننده

نبینی مرنجان دو بیننده را

چو بیننده دیدارش از دور دید

که بارید خون از دو بیننده‌ام

جهانجوی و بیننده و یادگیر

جهاندار و بیدار و بیننده را

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید