برابرهای واژه نظاره گر به پارسی
← جستن واژهای دیگرنظاره گر
برابرهای پارسی
بیننده
واژه «بیننده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بیننده» میباشد.
به جای «نظاره گر» بگوییم «بیننده»
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بیننده
бинанда
برابرها در شاهنامه
بیننده
نبینی مرنجان دو بیننده را
چو بیننده دیدارش از دور دید
که بارید خون از دو بینندهام
جهانجوی و بیننده و یادگیر
جهاندار و بیدار و بیننده را
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر