برابر‌های واژه منفصل به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

منفصل

برابر‌های پارسی

(=separated) جُداشده؛ (=discrete) گُسَسته؛ (=discontinuous) ناهَم‌بَند؛ (=disconnected) ناهَم‌بَندیده؛ (=unbonded) ناپِیوَسته؟؛ (=dissociated) پی‌گسانده؟؛ (=disjunct/disjunctive) وَرگَردانانه؟؛ (=fragmented) گُسیخته؟

واژه «(=separated) جُداشده؛ (=discrete) گُسَسته؛ (=discontinuous) ناهَم‌بَند؛ (=disconnected) ناهَم‌بَندیده؛ (=unbonded) ناپِیوَسته؟؛ (=dissociated) پی‌گسانده؟؛ (=disjunct/disjunctive) وَرگَردانانه؟؛ (=fragmented) گُسیخته؟» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «(=separated) جُداشده؛ (=discrete) گُسَسته؛ (=discontinuous) ناهَم‌بَند؛ (=disconnected) ناهَم‌بَندیده؛ (=unbonded) ناپِیوَسته؟؛ (=dissociated) پی‌گسانده؟؛ (=disjunct/disjunctive) وَرگَردانانه؟؛ (=fragmented) گُسیخته؟» می‌باشد.

به جای «منفصل» بگوییم «(=separated) جُداشده؛ (=discrete) گُسَسته؛ (=discontinuous) ناهَم‌بَند؛ (=disconnected) ناهَم‌بَندیده؛ (=unbonded) ناپِیوَسته؟؛ (=dissociated) پی‌گسانده؟؛ (=disjunct/disjunctive) وَرگَردانانه؟؛ (=fragmented) گُسیخته؟»

برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
منفصل
мунфасил

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید