برابر‌های واژه مقر به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

مقر

برابر‌های پارسی

ماندگاه، ستاد، زیستگاه، خستو، جایگاه، پایگاه

واژه «مقر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ماندگاه، ستاد، زیستگاه، خستو، جایگاه، پایگاه» می‌باشد.

به جای «مقر» بگوییم «ماندگاه، ستاد، زیستگاه، خستو، جایگاه، پایگاه»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
جایگاه
hadiš | ēstišn | pāyakīh
خستو (معترف)
xvastūk | astovān | xastuvān
مقر
xvastūk | astuvān | astovān
پایگاه
pāgāh | pāδak | pāyak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
ستاد
ситод
مقر
мақарр

برابرها در شاهنامه

پایگاه

ز بخت سیامک وزآن پایگاه

همه راستی خواستی پایگاه

ازین هر یکی را یکی پایگاه

و گرچه مرا نیست این پایگاه

به نزدیک او پایگاه آوریم

جایگاه

که او برتر از نام و از جایگاه

زمین را بلندی نبد جایگاه

چو بنشست بر جایگاه مهی

پئی را نبد بر زمین جایگاه

همی گفت کاین جایگاه منست

خستو

به هستیش باید که خستو شوی

نبد هیچ خستو بدان داستان

چو خستو نیاید میانش به ار

که خستو نباشد بیزدان که هست

تو خستو شو آنرا که هست و یکیست

ستاد

کجا نام او بود مهران ستاد

چنین گفت کسری به مهران ستاد

چوبشنید مهران ستاد این ز شاه

فرستاده مهران ستاد و سپاه

بیامد بدر گاه مهران ستاد

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

تنفر

چم: زیسِش

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید