برابرهای واژه معمر به پارسی
← جستن واژهای دیگرمعمر
برابرهای پارسی
پیر، کهنسال
واژه «پیر، کهنسال» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پیر، کهنسال» میباشد.
به جای «معمر» بگوییم «پیر، کهنسال»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
پیر
pīr | dāt-mas | mastar | zarmān
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
معمر
муаммар
پیر
пир
برابرها در شاهنامه
پیر
ز دانش دل پیر برنا بود
گواهی نوشتند برنا و پیر
همه پیر و برناش فرمان بریم
جهان را چو این بشنوی پیر خوان
بشد با تنی چند برنا و پیر
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر