برابر‌های واژه مستقر به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

مستقر

برابر‌های پارسی

ماندگار، جایگیر، پایدار، برجا، برپا شده، استوار

واژه «ماندگار، جایگیر، پایدار، برجا، برپا شده، استوار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ماندگار، جایگیر، پایدار، برجا، برپا شده، استوار» می‌باشد.

به جای «مستقر» بگوییم «ماندگار، جایگیر، پایدار، برجا، برپا شده، استوار»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
استوار
ōstowār | awistwār | ōstik | stēnik | ništavānak | xružd
مستقر
giyākōmand | nihāt
پایدار
ōstīk | ōstīkān | astītak | ōstowār | dranǰ
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
استوار
устувор
برجا
барҷо
ماندگار
мондагор
مستقر
мустақарр
مستقر
мустақирр

برابرها در شاهنامه

پایدار

نماند برین گونه بس پایدار

نیامد دوال کمر پایدار

به زخم دلیران نه‌ای پایدار

که خواهی بدن پیش او پایدار

به زخمش ندیدم چنین پایدار

استوار

به فرمان ببسته کمر استوار

یکی شارستان یافتم استوار

بیاورد و بر تخت بست استوار

بباشد امیدش به تو استوار

سر گنج را شاه کرد استوار

جایگیر

نیامد سنان اندرو جایگیر

جوان در دل ماه شد جایگیر

که گر رای من نیستت جایگیر

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید