برابرهای واژه مذاب به پارسی
← جستن واژهای دیگرمذاب
برابرهای پارسی
گدازه، گداخته، آب شده
واژه «گدازه، گداخته، آب شده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گدازه، گداخته، آب شده» میباشد.
به جای «مذاب» بگوییم «گدازه، گداخته، آب شده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
گداخته
tāftak | vitāxt | vitāxtak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
مذاب
музоб
گداخته
гудохта
گدازه
гудоза
برابرها در شاهنامه
آب شده
چکان خون و وشی شده آب رود
دهن خشک و غرقه شده تن در آب
پر از خون شده دل پر از آب چشم
درختان شده خشک و بیآب جوی
شده سغد یکسر چو دریای آب
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر