برابر‌های واژه مثمرثمرشدن به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

مثمرثمرشدن

برابر‌های پارسی

کارساز شدن، کار ساز شدن، به کارآمدن، به کار آمد

واژه «مثمرثمرشدن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کارساز شدن، کار ساز شدن، به کارآمدن، به کار آمد» می‌باشد.

به جای «مثمرثمرشدن» بگوییم «کارساز شدن، کار ساز شدن، به کارآمدن، به کار آمد»

برابرها در شاهنامه

به کار آمد

بیاورد چندان کش آمد به کار

بگفتم همه هرچ آمد به کار

ترا بهره رنج من آمد به کار

به پیش آمد این ناپسندیده کار

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

شکور

چم: سِپاسا

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید