برابرهای واژه لوح به پارسی
جستن واژهای دیگرلوح
برابرهای پارسی
تخته، تختهسنگ، سِلَم
واژه «لوح» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «تخته، تختهسنگ، سِلَم» میباشد.
به جای «لوح» بگوییم «تخته، تختهسنگ، سِلَم»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
سلم
نخستین به سلم اندرون بنگرید
بجنبید مر سلم را دل ز جای
سخن سلم پیوند کرد از نخست
فرستادهٔ سلم چون گشت باز
به لکشر نگه کرد سلم از کران
تخته
ز تابوت زر تخته برداشتند
یکی تخته جست از در کار نغز
ز هر جامهای تخته فرمود پنج
نبیند مگر تخته گور تخت
ز دیبای خز چارصد تخته نیز
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: ناآگاهانه، فراموشکارانه