برابر‌های واژه لوح به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

لوح

برابر‌های پارسی

تخته، تخته‌سنگ، سِلَم

واژه «لوح» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «تخته، تخته‌سنگ، سِلَم» می‌باشد.

به جای «لوح» بگوییم «تخته، تخته‌سنگ، سِلَم»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
تخته
tāxtak | taxtak | taxt
سلم (نام خاص)
salm | sarm
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
تخته
тахта
سلم
суллам
لوح
лавҳ

برابرها در شاهنامه

سلم

نخستین به سلم اندرون بنگرید

بجنبید مر سلم را دل ز جای

سخن سلم پیوند کرد از نخست

فرستادهٔ سلم چون گشت باز

به لکشر نگه کرد سلم از کران

تخته

ز تابوت زر تخته برداشتند

یکی تخته جست از در کار نغز

ز هر جامه‌ای تخته فرمود پنج

نبیند مگر تخته گور تخت

ز دیبای خز چارصد تخته نیز

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید