برابرهای واژه لغت نامه به پارسی
← جستن واژهای دیگرلغت نامه
برابرهای پارسی
فرهنگ، واژهنامه
واژه «فرهنگ، واژهنامه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «فرهنگ، واژهنامه» میباشد.
به جای «لغت نامه» بگوییم «فرهنگ، واژهنامه»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
فرهنگ
frahang
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
فرهنگ
фарҳанг
برابرها در شاهنامه
فرهنگ
تو گفتی همه هوش و فرهنگ بود
ز بالا و دیدار و فرهنگ اوی
به بالا و دیدار و فرهنگ و رای
که زور کیان داشت و فرهنگگو
که اینت سر و تاج فرهنگ جوی
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر