برابر‌های واژه قلب به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

قلب

برابر‌های پارسی

گِش، دل، خون‌ران، خون‌گَردان (زیست‌شناسی)؛ جای‌گشت (زبان‌شناسی)

واژه «گِش، دل، خون‌ران، خون‌گَردان (زیست‌شناسی)؛ جای‌گشت (زبان‌شناسی)» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گِش، دل، خون‌ران، خون‌گَردان (زیست‌شناسی)؛ جای‌گشت (زبان‌شناسی)» می‌باشد.

به جای «قلب» بگوییم «گِش، دل، خون‌ران، خون‌گَردان (زیست‌شناسی)؛ جای‌گشت (زبان‌شناسی)»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
دل
dil
قلب
dil
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
دل
дил
قلب
қалб
گش
гаш

برابرها در شاهنامه

دل

ز دانش دل پیر برنا بود

وگر دل نخواهی که باشد نژند

دل از تیرگیها بدین آب شوی

به دل گفت اگر با نبی و وصی

جهان دل نهاده بدین داستان

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید