برابر‌های واژه قابل خوردن به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

قابل خوردن

برابر‌های پارسی

خوردنی، خوراکی

واژه «خوردنی، خوراکی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «خوردنی، خوراکی» می‌باشد.

به جای «قابل خوردن» بگوییم «خوردنی، خوراکی»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
خوراکی
xvar | xvārgōn
خوردنی
xvartīk | xvartār | xvārēn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
خوراکی
хӯрокӣ
خوردنی
хӯрданӣ

برابرها در شاهنامه

خوردنی

چو از شیر آمد سوی خوردنی

ترا خوردنی هست و آب روان

که تن یابد از خوردنی پرورش

ازو خوردنی خواست رستم نخست

به هر منزلی ساخته خوردنی

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید