برابرهای واژه قابل خوردن به پارسی
جستن واژهای دیگرقابل خوردن
برابرهای پارسی
خوردنی، خوراکی
واژه «قابل خوردن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «خوردنی، خوراکی» میباشد.
به جای «قابل خوردن» بگوییم «خوردنی، خوراکی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
خوردنی
چو از شیر آمد سوی خوردنی
ترا خوردنی هست و آب روان
که تن یابد از خوردنی پرورش
ازو خوردنی خواست رستم نخست
به هر منزلی ساخته خوردنی
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: پاک