برابرهای واژه غیرسالم به پارسی
← جستن واژهای دیگرغیرسالم
برابرهای پارسی
بیمار، نابکار، ناسازگار
واژه «غیرسالم» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بیمار، نابکار، ناسازگار» میباشد.
به جای «غیرسالم» بگوییم «بیمار، نابکار، ناسازگار»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
نابکار
چنین گفت کاین گفتن نابکار
کزین دو یکی گر شود نابکار
به رای و به اندیشهٔ نابکار
به پرهیز و اندیشهٔ نابکار
سخن چند آلودهٔ نابکار
ناسازگار
شدن پیش این دیو ناسازگار
بدو گفت کای دیو ناسازگار
ز نیک و بد چرخ ناسازگار
بدو گفت کای ترک ناسازگار
به گفتار این دیو ناسازگار
بیمار
نبینی بدان شهر بیمار کس
شده زار و بیمار و بیهوش و توش
از اندوه او سست و بیمار شد
چو بهمن چنان دید بیمار شد
شود کار بیمار و درویش سست
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید