برابرهای واژه عیب دار به پارسی
← جستن واژهای دیگرعیب دار
برابرهای پارسی
کاستی دار، دارای کمبود، بد، آکمند
واژه «کاستی دار، دارای کمبود، بد، آکمند» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کاستی دار، دارای کمبود، بد، آکمند» میباشد.
به جای «عیب دار» بگوییم «کاستی دار، دارای کمبود، بد، آکمند»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بد
vat | vatak | duš | dušak | anāk | avēh | apārōn | gannāk
عیب دار
āhōkēnāk | apēbūt
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بد
бад
عیب دار
айбдор
برابرها در شاهنامه
بد
کزین سه رسد نیک و بد بیگمان
نداند بد و نیک فرجام کار
چو دانا توانا بد و دادگر
چو خواهی که یابی ز هر بد رها
بد و نیک نزدیک او آشکار
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر