برابر‌های واژه عارضه به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

عارضه

برابر‌های پارسی

رنجامَد، پیامد، ناهنجاری، ناخوشی، رنجوَری، بیماری

واژه «رنجامَد، پیامد، ناهنجاری، ناخوشی، رنجوَری، بیماری» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «رنجامَد، پیامد، ناهنجاری، ناخوشی، رنجوَری، بیماری» می‌باشد.

به جای «عارضه» بگوییم «رنجامَد، پیامد، ناهنجاری، ناخوشی، رنجوَری، بیماری»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بیماری
hiyandakīh | sēǰ | vaštakīh | ǰask | āxt | xindakīh
رنجوری
duš-rāmīh | rēšgōnīh | mustgarīh
عارضه
gatišn
ناخوشی
axvašīh | vīmārīh | vištīh | vaštīh | raxtakīh | yask | hiyandakīh
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بیماری
беморӣ
رنجوری
ранҷурӣ
عارضه
ориза
ناخوشی
нохушӣ
ناهنجاری
ноҳинҷорӣ

برابرها در شاهنامه

بیماری

به بیماری اندر بمرد اردشیر

ز بیماری او غمی شد سپاه

ز بیماری اندیش و درد و گزند

تو بیماری وپند داروی تست

تو بیماری اکنون و ما چون پزشک

ناخوشی

بدان ناخوشی رای اوگش بود

نجوید همی جز همه ناخوشی

بشد ناخوشی بوی و کامش بسوخت

کزو یافت از ناخوشی کام را

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید