برابر‌های واژه عاجز شدن به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

عاجز شدن

برابر‌های پارسی

به ستوه آمدن، فروماندن، درماندن

واژه «به ستوه آمدن، فروماندن، درماندن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «به ستوه آمدن، فروماندن، درماندن» می‌باشد.

به جای «عاجز شدن» بگوییم «به ستوه آمدن، فروماندن، درماندن»

برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
درماندن
дармондан

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید