برابرهای واژه طلایه به پارسی
← جستن واژهای دیگرطلایه
برابرهای پارسی
دیده ور، دیده بان، پیشرو
واژه «طلایه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «دیده ور، دیده بان، پیشرو» میباشد.
به جای «طلایه» بگوییم «دیده ور، دیده بان، پیشرو»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
پیشرو
rawāk | rōwāk
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
دیده ور
дидавар
طلایه
талоя
طلایه
тиллоя
پیشرو
пешрав
برابرها در شاهنامه
پیشرو
ترا بود باید همی پیشرو
دمنده سیه دیوشان پیشرو
همی رفت پیش سپه پیشرو
بهر کار دارد خرد پیشرو
پست باد و آهرمنت پیشرو
دیده بان
همان دیدهبان بر سر کوهسار
یکی دیدهبان آمد از دیدهگاه
غو دیدهبان آمد از دیدهگاه
چنین گفت با دیدهبان پهلوان
بدو دیدهبان گفت کز هر دو روی
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر