برابرهای واژه صورت به پارسی
← جستن واژهای دیگرصورت
برابرهای پارسی
چِهره، رُخ، رو
واژه «صورت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «چِهره، رُخ، رو» میباشد.
به جای «صورت» بگوییم «چِهره، رُخ، رو»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
چهره
چو آن چهرهٔ خسروی دیدمی
می روشن و چهرهٔ شاه نو
پری چهره و پاک و خسرو گهر
روان خون از آن چهرهٔ ارغوان
یکی خوب و چهره پرستنده دید
رخ
زنان بر سر و موی و رخ را کنان
دو چشم ابر خونین و رخ بادرنگ
برم خوب رخ را به البرز کوه
به یک دست گیرد رخ شهرناز
به بالا چو سرو و به رخ چون بهار
رو
به کاخ اندر آمد دوان کند رو
که رو آلت تخت شاهی بجوی
که رو مر پرستندگان را بگوی
بدو گفت نزدیک رودابه رو
کنون زود پیرایه بگشای و رو
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید