برابر‌های واژه صور به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

صور

برابر‌های پارسی

(=صُوَر) رخسارِگان، رخساران، رخان، چهرِگان

واژه «(=صُوَر) رخسارِگان، رخساران، رخان، چهرِگان» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «(=صُوَر) رخسارِگان، رخساران، رخان، چهرِگان» می‌باشد.

به جای «صور» بگوییم «(=صُوَر) رخسارِگان، رخساران، رخان، چهرِگان»

برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
صور
сувар

برابرها در شاهنامه

رخان

رخان معصفر سوی بنده کرد

رخان چون گلستان و گل در کنار

رخان هم چو گلنار آگنده داشت

رخان معصفر بزر آژده

به پیش من آمد پر از خون رخان

چهرگان

به خون پری چهرگان تشنه بود

به نزد پری چهرگان رفت زال

پری چهرگان رود برداشتند

کجا ان پری چهرگان جهان

ازین مارخوار اهرمن چهرگان

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید