برابرهای واژه صنم به پارسی
← جستن واژهای دیگرصنم
برابرهای پارسی
نگار، شمن، دلدار، دلبر، بت
واژه «نگار، شمن، دلدار، دلبر، بت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نگار، شمن، دلدار، دلبر، بت» میباشد.
به جای «صنم» بگوییم «نگار، شمن، دلدار، دلبر، بت»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
بت
که پروردهٔ بت پرستان بدند
سوی خانهٔ بت پرستان شویم
بت آرای چون او نبیند بچین
سه بت روی با او به یک جا بدند
بت اندر شبستان فرستاد شاه
دلبر
سمن پیکر و دلبر و مشک بوی
شمن
از ایران یکی کهترم چون شمن
صنم گشته پالیز و گلبن شمن
بپیش اندر آمد بسان شمن
پرستش کنم چون بتان را شمن
شمن گفت رفتن بافزون کنید
نگار
سراپای نیرنگ و رنگ و نگار
گشاد آن نگار جگر خسته راز
یکی طوق زرین زبرجد نگار
سراپای پر بوی و رنگ و نگار
چو دست و عنانش بر ایوان نگار
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید