برابرهای واژه صانع به پارسی
← جستن واژهای دیگرصانع
برابرهای پارسی
سازنده، آفریننده، آفریدگار
واژه «سازنده، آفریننده، آفریدگار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سازنده، آفریننده، آفریدگار» میباشد.
به جای «صانع» بگوییم «سازنده، آفریننده، آفریدگار»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آفریدگار
āfritkār | āfritār | brinōmand
آفریننده
brinkar | day | karrēnitār
سازنده
dēsāk | passāxtār | tāšītār
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
آفریدگار
офаридгор
آفریننده
офаринанда
سازنده
созанда
صانع
сонеъ
برابرها در شاهنامه
آفریننده
به بینندگان آفریننده را
ستود آفریننده را کی توان
پس از آفریننده بیزار شو
ابر آفریننده کرد آفرین
که ای آفرینندهٔ بینیاز
سازنده
همش بخت سازنده بود از فراز
همه رزمجویان سازنده کار
نکوتر به کردار و سازندهتر
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر