برابرهای واژه شر به پارسی
← جستن واژهای دیگرشر
برابرهای پارسی
گرفتاری، دردسر، بدی، بدنهادی، بد، آزاررسانی (=شَر)؛ همرسانی، شارش (=شِیر)
واژه «گرفتاری، دردسر، بدی، بدنهادی، بد، آزاررسانی (=شَر)؛ همرسانی، شارش (=شِیر)» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گرفتاری، دردسر، بدی، بدنهادی، بد، آزاررسانی (=شَر)؛ همرسانی، شارش (=شِیر)» میباشد.
به جای «شر» بگوییم «گرفتاری، دردسر، بدی، بدنهادی، بد، آزاررسانی (=شَر)؛ همرسانی، شارش (=شِیر)»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
بد
کزین سه رسد نیک و بد بیگمان
نداند بد و نیک فرجام کار
چو دانا توانا بد و دادگر
چو خواهی که یابی ز هر بد رها
بد و نیک نزدیک او آشکار
بدی
نبی کی بدی نزد ما رهنمای
به جانش بر از مهر گریان بدی
ز بیم جداییش بریان بدی
چنان شاه پالوده گشت از بدی
شده بر بدی دست دیوان دراز
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید