برابر‌های واژه زباله به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

زباله

برابر‌های پارسی

خاکروبه، خاشه، خاشاک، خار، پست، بی ارزش، آشغال

واژه «زباله» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «خاکروبه، خاشه، خاشاک، خار، پست، بی ارزش، آشغال» می‌باشد.

به جای «زباله» بگوییم «خاکروبه، خاشه، خاشاک، خار، پست، بی ارزش، آشغال»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بی ارزش
duš arz | duš vahāk | anarǰ | anarz | anarzānīk
خار
xār | kimār
زباله
kūtak | šēvan | zādišnīh | šēvan ut mōyak
پست
past | anēr | panīk | pen | tar | visand | xvār | ōpastān
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بی ارزش
беарзиш
خار
хор
خاشاک
хошок
پست
паст
پست
пист

برابرها در شاهنامه

خار

ز گل بهرهٔ من بجز خار نیست

جز از سوخته خار خاور نبود

که بر گوشهٔ گلستان رست خار

ز خاشاک وز خار و شاخ درخت

گر از باد جنبان شود کوه خار

پست

دگرشان به گرز گران کرد پست

به چاه اندر افتاد و بشکست پست

مران گاو برمایه را کرد پست

سرانشان به گرز گران کرد پست

همه بند و نیرنگ تو کرد پست

خاشاک

ز خاک و ز خاشاک تن پرورد

به خاشاک پوشید و بسترد راه

بدو خاک و خاشاک و هیزم بسوخت

ز خاشاک وز خار و شاخ درخت

نباشد ز خاشاک تا پیل و شیر

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید