برابر‌های واژه در اصل به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

در اصل

برابر‌های پارسی

زِبُن، زِ بُن، دَر بُنِشت، دَر بُن

واژه «زِبُن، زِ بُن، دَر بُنِشت، دَر بُن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زِبُن، زِ بُن، دَر بُنِشت، دَر بُن» می‌باشد.

به جای «در اصل» بگوییم «زِبُن، زِ بُن، دَر بُنِشت، دَر بُن»

برابرها در شاهنامه

زبن

زبن پایه تازیان برکنیم

همی بیخ ساسان زبن برکنم

بکوشند و بیخت زبن برکنند

که بیخ کیان را زبن برکنم

در بن

سزد گر نهد در بن چاه گاه

به بن در نشان تیغهای دراز

که در آسمان اختر افگند بن

ز بن

که راز تو با کس نگویم ز بن

نگه کن که پاسخ چه یابی ز بن

کسی نگسلاند ز بن پای اوی

بدان تاش دختر نباشد ز بن

ز بالا و دیدار آن سرو بن

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید