برابر‌های واژه خداحافظی کردن به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

خداحافظی کردن

برابر‌های پارسی

(از کَسان) بِدرود گُفتَن، خُدانِگَهدار گُفتَن، بِدرودگویی؛ پَسوازی (بدرقه)؛ (از مکان) بار بَستَن

واژه «(از کَسان) بِدرود گُفتَن، خُدانِگَهدار گُفتَن، بِدرودگویی؛ پَسوازی (بدرقه)؛ (از مکان) بار بَستَن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «(از کَسان) بِدرود گُفتَن، خُدانِگَهدار گُفتَن، بِدرودگویی؛ پَسوازی (بدرقه)؛ (از مکان) بار بَستَن» می‌باشد.

به جای «خداحافظی کردن» بگوییم «(از کَسان) بِدرود گُفتَن، خُدانِگَهدار گُفتَن، بِدرودگویی؛ پَسوازی (بدرقه)؛ (از مکان) بار بَستَن»

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید