برابرهای واژه حکمران به پارسی
← جستن واژهای دیگرحکمران
برابرهای پارسی
فرمانروا، فرماندار، فرماندِه، آرَنگ، کشوردار
واژه «فرمانروا، فرماندار، فرماندِه، آرَنگ، کشوردار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «فرمانروا، فرماندار، فرماندِه، آرَنگ، کشوردار» میباشد.
به جای «حکمران» بگوییم «فرمانروا، فرماندار، فرماندِه، آرَنگ، کشوردار»
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
آرنگ
оранг
برابرها در شاهنامه
فرمانروا
سرافراز و پیروز و فرمان روا
پدید آمد آن مرغ فرمان روا
جهاندار و بیدار و فرمان روا
برآوردهٔ شاه فرمان روا
به فرمان یزدان فرمان روا
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر