برابرهای واژه حبه به پارسی
← جستن واژهای دیگرحبه
برابرهای پارسی
دان، دانه
واژه «دان، دانه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «دان، دانه» میباشد.
به جای «حبه» بگوییم «دان، دانه»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
دان (دانه)
dān
دان (پسوند مکان)
-dān
دانه
dān | dānak | tōhmak | ǰurtāk | ǰurtāi | yurtāk | zurtāk | čināk | čihr
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
حبه
ҳабба
دان
-дон
دان
дон
دانه
дона
برابرها در شاهنامه
دان
ازو دان فزونی ازو هم شمار
چنان دان که خاک پی حیدرم
سخن دان و بیداردل بخردی
ازو دان بهر نیکی زور دست
بتازی کنون خانهٔ پاک دان
دانه
که هر دانهای قطرهای آب بود
هم از گنج صد دانه خوشاب جست
برو بافته دانههای گهر
چو یک دانهٔ نار بودی به رنگ
که هر دانهای قطرهٔ آب بود
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر