برابر‌های واژه جبین به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

جبین

برابر‌های پارسی

روی، رخ، پیشانی

واژه «روی، رخ، پیشانی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «روی، رخ، پیشانی» می‌باشد.

به جای «جبین» بگوییم «روی، رخ، پیشانی»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
رخ (مهره شترنج)
raxv
روی
rōδ | rōy
روی (فلز)
rōδ | rōy
پیشانی
pēšānīk
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
جبین
ҷабин
رخ
рах
رخ
рух
روی
равӣ
روی
ру
روی
руй
روی
рӯ
روی
рӯй
پیشانی
пешонӣ

برابرها در شاهنامه

روی

سوی تخت شاه جهان کرد روی

همه روی گیتی شب لاژورد

بیاراست روی زمین را به داد

سپه را چو روی اندر آمد به روی

از آن بد کنش دیو روی زمین

رخ

زنان بر سر و موی و رخ را کنان

دو چشم ابر خونین و رخ بادرنگ

برم خوب رخ را به البرز کوه

به یک دست گیرد رخ شهرناز

به بالا چو سرو و به رخ چون بهار

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید