برابر‌های واژه بی‌ طاقت به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

بی‌ طاقت

برابر‌های پارسی

ناتوان، ناشکیب، بی‌تاب، بی‌تاب

واژه «ناتوان، ناشکیب، بی‌تاب، بی‌تاب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ناتوان، ناشکیب، بی‌تاب، بی‌تاب» می‌باشد.

به جای «بی‌ طاقت» بگوییم «ناتوان، ناشکیب، بی‌تاب، بی‌تاب»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
ناتوان
anafzār | anātuk | anātāv | apātiyāvand | apatuvak | armēšt | atawān | atawānīk | atuwān | atuwāngar | atuwānīk | niruzd | nizār | kam zōr
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
ناتوان
нотавон
ناشکیب
ношикеб

برابرها در شاهنامه

بی‌تاب

به خاک اندرون مار بی‌تاب ماند

شهنشاه رخساره بی‌تاب کرد

ناتوان

همی گفت کین بنده ناتوان

ز چیزی که افتد بران ناتوان

توانایی و ناتوان آفرید

به دل سفله باشد به تن ناتوان

ز دیدار او شاد شد ناتوان

ناشکیب

ز پیکارشان دل شده ناشکیب

کزو شادمانیم و زو ناشکیب

شد آن مرد بیدار دل ناشکیب

که زیر تو اندر بدی ناشکیب

شهنشاه در جنگ شد ناشکیب

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید