برابرهای واژه انتهاء به پارسی
← جستن واژهای دیگرانتهاء
برابرهای پارسی
کرانه، پایان، فرجام، سرانجام، تَه، بهپایان رسیدن
واژه «انتهاء» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کرانه، پایان، فرجام، سرانجام، تَه، بهپایان رسیدن» میباشد.
به جای «انتهاء» بگوییم «کرانه، پایان، فرجام، سرانجام، تَه، بهپایان رسیدن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
سرانجام
نگه کن سرانجام خود را ببین
سرانجام ببرید هر دو ز کفت
سرانجام رفتم سوی بیشهای
سرانجام زان گاو و آن مرغزار
سرانجام خشتست بالین تو
کرانه
کرانه نه پیدا و بن ناپدید
سپاهی که آن را کرانه نبود
کرانه گزید از بر تاج و گاه
که آن را میان و کرانه نبود
سپاهی که آن را کرانه نبود
فرجام
نداند بد و نیک فرجام کار
چنینست فرجام کار جهان
نیامد به فرجام هم زو رها
به آغاز گنج است و فرجام رنج
به فرجام هم شد ز گیتی بدر
پایان
بر آن باد پایان با آفرین
بران باد پایان باریک بین
بدان باد پایان جوینده راه
به شهری کجا سست پایان بدند
دوان باد پایان چو کشتی بر آب
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید