برابرهای واژه المان به پارسی
جستن واژهای دیگرالمان
برابرهای پارسی
زاهه، گوهر، بُنپار، بخش، تکه، پاره، فِتاد
واژه «المان» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زاهه، گوهر، بُنپار، بخش، تکه، پاره، فِتاد» میباشد.
به جای «المان» بگوییم «زاهه، گوهر، بُنپار، بخش، تکه، پاره، فِتاد»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
پاره
همی زد بران خاک تا پاره کرد
شده پاره پاره کنان و کشان
چو بشنید شد چون یکی پاره ابر
زره پاره شد بر میان گوان
از اندوه یکسر دلش پاره شد
گوهر
چو این چار گوهر به جای آمدند
روان اندرو گوهر دلفروز
جوان بود و از گوهر پهلوان
نخستین یکی گوهر آمد به چنگ
چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت
بخش
به سه بخش کرد آفریدون جهان
نبودش پسندیده بخش پدر
فرستاد نزد جهانبخش پیر
جهانبخش را لب پر از خنده شد
چنین بود بخش تو ای نامجوی
فتاد
فتاد اندران بوم و بر گفتگوی
سه بارت چنین رنج و سختی فتاد
میان صف دشمن اندر فتاد
به لشکرگه دشمن اندر فتاد
بدان لشکر دشمن اندر فتاد
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: بیهنگام، نابهنگام