برابرهای واژه المان به پارسی
← جستن واژهای دیگرالمان
برابرهای پارسی
زاهه، گوهر، بُنپار، بخش، تکه، پاره، فِتاد
واژه «زاهه، گوهر، بُنپار، بخش، تکه، پاره، فِتاد» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زاهه، گوهر، بُنپار، بخش، تکه، پاره، فِتاد» میباشد.
به جای «المان» بگوییم «زاهه، گوهر، بُنپار، بخش، تکه، پاره، فِتاد»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
گوهر
چو این چار گوهر به جای آمدند
روان اندرو گوهر دلفروز
جوان بود و از گوهر پهلوان
نخستین یکی گوهر آمد به چنگ
چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت
پاره
همی زد بران خاک تا پاره کرد
شده پاره پاره کنان و کشان
چو بشنید شد چون یکی پاره ابر
زره پاره شد بر میان گوان
از اندوه یکسر دلش پاره شد
فتاد
فتاد اندران بوم و بر گفتگوی
سه بارت چنین رنج و سختی فتاد
میان صف دشمن اندر فتاد
به لشکرگه دشمن اندر فتاد
بدان لشکر دشمن اندر فتاد
بخش
به سه بخش کرد آفریدون جهان
نبودش پسندیده بخش پدر
فرستاد نزد جهانبخش پیر
جهانبخش را لب پر از خنده شد
چنین بود بخش تو ای نامجوی
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید