برابرهای واژه اقدام کردن به پارسی
← جستن واژهای دیگراقدام کردن
برابرهای پارسی
کُنِش وَرزیدَن، کار کَردَن، دَست زَدَن، دَستبهکار شُدَن، اَنْجام دادَن
واژه «کُنِش وَرزیدَن، کار کَردَن، دَست زَدَن، دَستبهکار شُدَن، اَنْجام دادَن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کُنِش وَرزیدَن، کار کَردَن، دَست زَدَن، دَستبهکار شُدَن، اَنْجام دادَن» میباشد.
به جای «اقدام کردن» بگوییم «کُنِش وَرزیدَن، کار کَردَن، دَست زَدَن، دَستبهکار شُدَن، اَنْجام دادَن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها در شاهنامه
دست زدن
زدن دست آن خرد بر زعفران
زدن رای و سودن بدین کار دست
زدن فال بد رای و راه به دست
کار کردن
کنون کار کردن به دست منست
هنر باید از کار کردن نه لاف
نشاید چنین کار کردن یله
نباید برین کار کردن نهیب
چو از کار کردن بپردخت شاه
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید