نویسنده:
امیرحسین عبدی
زبان پارسی، این گوهر درخشان (که آیینهای هماد از فرهنگ و اندیشهی ایرانزمین است)، به تنهایی نمایشگر باستان و چیستی ایرانیان است. این زبان کهن (با پیشینهای به درازنای باستان) همچون رودی خروشان از دل کوهستانهای بلند سرچشمه گرفته و در گذر زمان، دشتهای فراخ اندیشه و ادب را سیراب کرده است.
ریشههای استوار: زبان پارسی از خانوادهی زبانهای هندواروپایی است و ریشه در زبانهای باستانی ایرانی دارد. این زبان، در درازنای رویدادگار، از پارسی باستان به پهلوی و سپس به پارسی نو دگرگون شده (وانگهی همواره گوهر ناب خود را نگهداری کرده است)؛ زیرا هر دگرگونی در آن، به گونهای به پرمایگی آن افزوده است.
شیرینی و آوای دلنشین: پارسی، گوش هر شنوندهای را نوازش میدهد. آهنگ سنجیده گوشنواز این زبان (که با بهرهگیری از واکهها و همخوانهای گوناگون به هستی آمده) خنیایی زیبا میآفریند، این خنیا دل هر سخندوستی را میرباید.
گنجینهی واژگان زبان: پارسی با گنجینهای پرمایه از واژگان خود، توانایی گفتار ژرفترین اندیشهها و نابترین سُهشها را دارد. از واژههای ساده و هرروزه گرفته تا واژههای پیچیده و فرزانی، این زبان دامنهی شگفتانگیزی از دریافتها را در خود جای داده است (چرا که هر واژه، بُردار بار دریافتی ژرف و گوناگونی است).
پویایی و سازگاری: یکی از ویژگیهای نمایان زبان پارسی، توانایی آن در پذیرش و ساخت واژههای نو است، پَن این پذیرش نه تنها نشانهای از زنده بودن زبان است، وانکه نشاندهندهی نرمش آن در برابر دگرگونیهای همبودی و فرهنگی نیز میباشد.