«ارسال نکن، بفرست»

2025/11/13 Masoud

نویسنده:

مسعود هوشیار




چرایی جایگزین‌ ساختن برخی فعل‌های مرکب به‌جای فعل ساده گرایش گویشوران امروز زبان به‌سمت مُنشیانه‌نوشتن‌ است. اینان می‌خواهند قلمشان را ادیبانه بر صفحهٔ نوشتار بچرخانند؛ ازاین‌دید، آنگاه که فارسی‌زبانی به نوشتن می‌آغازد، می‌انگارد که باید واژگانی جدا از واژگان زبان گفتاریِ روزمره را به کار ببرد؛ پس به‌دنبال کلمه‌هایی می‌گردد که فارسی‌زبانان، کمتر در زبانشان می‌چرخانند.


با همین رویکرد است که قلم‌به‌دستان زبان
فارسی، لغت «فرستادن» را پس زده‌اند. گویشوران زبان فارسی این واژهٔ گردنده‌دَرزبان را پس رانده‌اند و لغت «ارسال‌ کردن» را به‌جایش گذاشته‌اند. تا چند دهه پیش کمتر ساخت‌واژهٔ «ارسال‌ کردن» را در زبانمان می‌چرخاندیم؛ ولی امروز این کلمهٔ مرکب را جایگزین ریشه‌واژهٔ «فرستادن» کرده‌ایم.


این نکته را گوشزد کنم که بهره‌گیری از «فرستادن» سبب پویا ماندن این کلمه می‌شود. کلمهٔ فرستادن هم کوتاه‌تر است و فارسی هم زایاست؛ ولی مرکب‌لغتِ «ارسال‌ کردن» هم نیمه‌عربی است و مرکب هم نازاست.


از ریشه‌واژهٔ «فرستادن» واژه‌های بسیاری را در زبانمان می‌توانم برشمارم که البته با آمدن «ارسال‌ کردن»، این واژه‌ها کمرنگ شده‌اند و دارند به فراموشی می‌گرایند. ازجمله «فرستنده، فرسته، فرستاده، فرستادگی، فرستادنی، فرستافه (فرست + در گذشته پارسیان در شب عید برای دوستان نافه فرستادندی تا خانه و محفل و لباس را بدان مشکین و معطر نمایند (انجمن آرا). نک: دهخدا)»


اما چند نمونه‌جمله‌هایی که «ارسال‌کردن» به‌جای «فرستادن» نشسته است:


«پرونده را ارسال کنید.»/

ویراسته: پرونده را بفرستید.


«بستهٔ سفارشی شما را ارسال کردم.»/
ویراسته: بستۀ سفارشی شما را فرستادم.


«براتون فایل‌و ارسال کردم.»/
ویراسته: براتون فایل‌و فرستادم.


در این جمله‌ها و بی‌شمار جملهٔ دیگر، لغت «فرستادن» را می‌توانیم بگذاریم.


سخن آخر اینکه: هرچند «ارسال» و‌ دارودسته‌اش، «رسول و رسالت و رساله» را به زبان فارسی راه داده‌ایم، نباید بگذاریم که «ارسال‌ کردن»، واژه‌های فارسی‌مان را حذف کند.

بازگشت به پهرست نوشتارها
بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید